آقای سید ابراهیم نبوی؛

اگر وضعیت قرمز است برای شما که بد نیست همچنان قلم بزنید و نانی به کف آرید . . .

کاوه ایرانی

در دنیای کوچک اینترنت نوشته ای بدستم رسید از آقای سید ابراهیم نبوی که شرح ماجرای خيالی به وقوع نپیوسته حمله امریکا یا بقول ایشان جهان غرب به ایران را بیان می کند او می نويسد:

« ممکن است آخرين روزهای ايرانی باشد که همه چيزش سر جای خودش است. ممکن است ديگر شاهد حاکميت ايرانی که ايرانيان در آن می توانند احساس کنند در سرزمين خودشان هستند، نباشيم »

نمی دانم از نظر آقای سید ابراهیم نبوی در ایران امروز  زير نعلين ملا ها و در تحت توجهات ولی فقيه و دست پرورده اش اين بچه پرور احمدی نژاد چه چیزی سر جایش است !!!؟  اگر ایشان توضیح می داند باور بفرماید که ما سعی می کردیم وضعیت موجود را به هر قیمتی که شده حفظ کنیم و مانع هر گونه خدشه ای به ساحت نا مقدس آن گردیم؛ البته این نوشته بمنظور چراغ سبز به امریکا یا اتحادیه اروپا نیست که این حق را دارند که به ایران حمله نمایند بلکه برای دفاع از ایرانی است که امروز به لطف امریکا و اتحادیه اروپا و یاری آقای سید ابراهیم نبوی و امثال او اتفاقا هیچ چیزش سر جای خودش نیست در نوشته آقا سید ابراهیم اينطور وانمود شده که آنچه امروز در ايران و در حاکمیت ملايان بر ایرانی و فرهنگ ایرانی روا شده است يک فرهنگ ايرانی است و باز هم با اين نيرنگ ایرانیان احساس کنند در کشور خودشان هستند. در حالی که من بر آنم تا در این نوشته ایرانیان را بر آن بخوانم که بکوشند تا به آنچه در کنفرانس گوادلوپ برای ایران رقم زدند پایان دهند. 

گویا این نوشته درد دل آقا سید است و به مانند اسلاف خلفش یعنی زمامداران جمهوری جهل و جنون و فساد اسلامی حول محور خودیها دور می زند. انگار می خواهد بگويد حالا که احمدی نژاد بیچاره حرفهای گنده تر از دهانش زده بهتر است از وجود هاشمی رفسنجانی و یا خاتمی استفاده شود تا وضعیت قرمز نگردد و چند صباحی این دوستان و رفقا با یاری گرفتن از امثال شیرین عبادی بر سر کار باشند؛ تا با سر به سر گذاشتن با ملا حسنی نانی به کف آرند و به غفلت که نه بلکه به  غافل کردن مردم ایران بخورند.

اگر به اصطلاح روشنفکران ایران کمی وجدان و شرافت انسانی می داشتند با دیدن این صحنه ها از شرم نمی دانم چه بلایی سرشان می آمد؛ این جنایتکاران صدامی در عراق پس از اعدامشان چگونه تشیع شدند؛ و هنوز پیکر پادشاه فقید ایران در غربت امانت گذاشته شده است؛ براستی ننگ بشریت بر چهره کریه شما روشنفکران!

این آقا سید نبوی (هم سيد است و هم فاميلش نبوی است!!) ما مثل اینکه پاک همه چیز را فراموش کرده که بیست و اندی سال است ایران به ایرانستان تبدیل شده و در این مدت نه يک حکومت واقعا ایرانی بر کشور حکمرانی کرده و نه با این اشغال همه جانبه ای که دست بر قضا با حمایت البته امریکا از طریق آن  حرامزاده بادام فروش؛ جیمی کارتر و حرامزاده گانی چون رمزی کلاک و . . . . .  و اتحادیه اروپا و فریب مردم ساده اندیش و طماع ما صورت پذیرفت؛ امروزه یک عده لای و لجن های اجتماع با همان حمایت ها و فریب مردم ایران و خصوصا نسل جدید که هیچ نقشی در تبديل ايران به ایرانستان نداشته اند بر گرده مردم سوار شده اند. جوانان امروز مدعی این ناهنجاری ها از پدران و مادران شان هستند. نوشته آقا سيد نبوی گویای آن است که از اين پس ديگر مردم و نسل های بعدی آن حق ندارند که هیچ گزینه ای جز بد و بدتر داشته باشند و همواره این طبل بدستان روشنفکری! و دگر اندیشی! بر طبل باطل خود می کوبند که بین بد (رفسنجانی و خاتمی) و بدتر  (خامنه ای بعنوان سر دسته ونوچه هايش همانند احمدی نژادها) برسر کار بيايند و مرتب جايشان را عوض کنند.  اينها می خواهند القا کنند که باید گزینه بد یعنی رفسنجانی یا خاتمی را انتخاب نمایم و برای رسيدن به اين منظور چند سالی است که گرز عراق را همواره بالای سر مردم نگه داشته اند. او ميخواهد با اين دلقک بازی خود بگويد اگر این دسته نیاید تا به مفت خوری ادامه دهد آن دسته باعث می شوند که امریکا به ایران حمله کند!  اما این آقا سید های از نوع حسنی و نه نوع حسینی شان ذهن خود را پاک می کنند  که نگویند اگر امریکا به عراق حمله کرد صدام حسین را از سوراخ موش بیرون آورد با مردم و شهروندان عادی عراقی که کار نداشت، علاوه برآن وضعیتی را در عراق پیش آورد که حتی پس از اعدام صدام و برادرش مردمی که به هر دلیل آنها را دوست داشتند برایشان نماز خواندند و به اعدام آنها هم اعتراض کردند. توجه کنید علاوه بر رفقای فلسطینی شما که در فلسطین به عزاداری پرداختند؛ عراقی های آزاد شده هم توانستند حتی با تعداد اندکی به این حکم در خاک کشور خودشان عراق هم به حکم جلادی چون صدام اعتراض نمایند. اگر از نظر اين حضرات حمله امریکائی ها همین نتیجه را برای عراق و مردمش داشته باشد آن چنان بد هم نبوده؛ کاری که در سال 1357 و  1358  شما آقا سید عزیز به همراه حاج اکبر گنجی؛ مشهدی محسن سازگارا؛ شیخ مهدی بازرگان و کربلایی ابراهیم یزدی و امثال آنها با اطاعت از ولی عالیقدرتان حضرات آقایان خمینی و منتظری انجام دادید حق اعتراض به خانواده های قربانی های خودتان را که ندادید هیچ بلکه محل دفن پیکر های پاک آنها را هم نشانشان ندادید تا شاید خانواده آنها بر حسب معمول و رسم شب های جمعه به آرامگاه عزیزانشان بروند و با قربانیان دستگاه " آزادی پراکنی " افرادی مثل شما آقا سید عزیز به همراه افراد سپاه پاسداران چون حاج اکبر گنجی و مشهدی محسن سازگارا و یا مشهدی محسن رفیق دوست برای این مردم درست کردید به درد دل بپردازند؛ شما اگر خودتان را کوچه علی چپ بزنید مردم از یادهاشان پاک نخواهند کرد.

از این موضوع غافل نباشید که هنوز پس از بیست و هشت سال پیکر پادشاه ایران در مسجد الرفاهی قاهره به امانت سپرده شده است در حالی که جسد صدام حسین در خاک عراق دفن شده است. همین مورد نشان می دهد که عراق پس از حمله امریکا ها به عراقی بیشتر تعلق دارد تا زمان صدام؛ شما ما را از چه می ترسانید اگر امریکا به ایران حمله کند ممکن است مردم ایران برای همیشه حکومت ایرانی! را که همه چیزش سزجایش است! را از دست بدهد!!!!؟ واقعا که از شما آدم ها کجا پناه باید برد.

آقا سيد نبوی گرامی گوشتان را خوب باز کنید،  وضعیت ایران با  وضعیت عراق  کاملا  متفاوت است و  من به شما قول می دهم که نه اتحادیه اروپا و نه امریکا هرگز و هرگز به ایران حمله نظامی نخواهند کرد. مردم کشور ما هم با آن مردم بسیار متفاوت هستند؛  یعنی  در  کشور  ما  ابتدا  یک  عده کثیری اکثریت خاموش را تشکیل می دهند که با نخستین حمله های یک عده اوباش به درون خانه هايشان مي روند و خیابانها را جولانگاه عده ای اوباش قرار می دهند چنانچه فرصتی مناسب ابتکار عمل را بدست آورند و بر علیه اوباشان قیام می کنند و اگر این فرصت را بدست نیاورند تن به ظلت می دهند؛ جنانجه شما خوب می دانید که مردم ما در این بیست و هشت سال بعلت اینکه هنوز فرصت مناسب را بدست نیاورده اند تن به هر نوع ظلتی داده از فروش دختران ایرانی در بازارهای برده فروشی جنسی در امارات بگیرید و تا فرار مغز ها فعلا این ظلت در کارنامه این ملت نوشته شده است.

پس با توجه به روانشناسی جامعه ایرانی نه امریکا به ایران حمله خواهد کرد و نه نیازی به حمله به ایران وجود دارد. شما و دوستان ديگرتان در دور تسلسل حاکمیت از دست پروردگان همانها هستید. گو اینکه صدام حسین هم از قماش شما بود اما مردم ما با مردم عراق فرق دارند. همین که مردم ایران بدانند و یقین داشته باشند که امریکا حتما تا چند ساعت دیگر قصد حمله به ایران را دارد خودشان این اشغالگران که " مفسدان فی الارض واقعی هستند " را از این سرزمین پاک خواهند کرد و در دقیقه نود گل پیروزی را خواهند زد و به امریکا پیغام خواهند داد که دیگر نیاز به زحمت شما نیست. اینبار نه یک شخصیت بلکه مردمان ایرانی به امریکائی ها و اروپائی های جهانخوار همان رفقای صميمی شما خواهند گفت که « چشم آبی ها » بروند پی کارشان.

ممکن است بخواهید خود را به ناباوری تاریخی که در آن غرق هستید بزنید اما در تاریخ معاصر اگر کمی دست از لجاجت دیرینه تان بردارید شواهد تاریخی وجود دارد که شما و امثال شما در دور تسلسل توده ای و ارتجاع سرخ و سياه به آن نه تنها آگاه نيستيد بلکه از روی نادانی پرده سياه کشيده ايد.

عصر روز 27 امرداد ماه 1327 پس از دیدار مصدق السلطنه با هندرسن سفیر کبیر امریکا که یقنا در آن مذاکرات اتمام حجت دولت امریکا به مصدق را در پی داشته مصدق دستور می دهد که اگر در شهر کسی حرف از جمهوری زد او را دستگیر کنند. « 1 »  این برخورد دور از انتظار که با رویه ای که مصدق در آن ایام انجام داده بود باعث شد که مردم دریابند که پشت سر مصدق السلطنه دیگر خالی شده و دیگر به قول معرف مسجد جای این حرفا نیست و صبح روز پس از آن از جنوب و شمال شهر مردم با شعار مرگ بر مصدق به مرکز شهر آمدند و با قیام خود کشور را نجات دادند. با وجود اینکه در بسیاری از موارد کار از کار گذشته بود و ما مجبور شدیم تا مدتها زیر بار قرارداد کنسرسیوم بریم که باعث و بانی این امر فقط  لجاجت های مصدق بود که مملکت را به درجه ای از ضعف و نابودی رسانده بود که واقعا کار دیگری نمیشد انجام داد.

مردم در ایران بخوبی می دانند و اگر در رفتار های جهانی تغییری احساس کنند درنگ نخواهند کرد؛ باور بفرماید اینبار هم اگر پشت این اعیادیان استعمار به مانند خلفشان مصدق خالی شود یک صبح تا بعد از ظهر  کار تمام است ما مرده و شما زنده؛ ولی تا زمانی که مردم حس نمایند انگلیس و اتحادیه اروپا از ملایان حمایت می کنند؛ و اگر به امریکا هم که  با نظر خوشبينی نگاه کنند نه به قسم حضرت عباس امریکایی ها دلخوش خواهند داشت و نه قول های آنها باور خواهند کرد؛ زیرا دم خروسشان  « گوادالوپ و غیره . . .  » را بخوبی می بینند.

امید که روز رهایی هر چه زودتر با اراده مردم ایران و نه هیچ اجنبی فرا برسد.

پاینده ایران

اگر مایل به خواندن مطلب آقای سید ابراهیم نبوی هستید می توانید در آدرس زیر بخوانید.

http://news.gooya.eu/politics/archives/2007/01/056482.php

شنبه 23 دي 1385

وضعيت قرمز، سيدابراهيم نبوی

1 صفحه 272 خاطرات و تالمات – نوشته محمد مصدق

 
Back to Home

 

Send mail to  admin@sarve-azade.com  with questions or comments about this web site.
Copyright © 2004  Sarve Azade